صفحه ها
دسته
وبلاگ هاي مذهبي
لینک های مذهبی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 427946
تعداد نوشته ها : 744
تعداد نظرات : 84
Rss
طراح قالب
GraphistThem253

 تصاویری دیدنی از گلستان بقیع

 

  زائران در حال بالارفتن از پله های گلستان بقیع در مدینه منوره

 

  

السلام علیکم ائمه الهدی؛ السلام علیکم اهل التقوی؛ السلام علیکم ایهاالحجج علی اهل الدنیا؛

قبور امامان مدفون در بقیع از پشت موانع وهابیون از مدتی پیش موانعی قرمزرنگ را هم به حصارهای قدیمی اضافه کرده اند.

 

 

نمایی از حرم پیامبر از درون گلستان بقیع

 

 

نمایی از قبور بقیع

 

  زائر گلستان بقیع دور از چشم کلاه قرمزی ها در حال خواندن زیارتنامه است : السلام علیکم آل رسول الله، السلام علیکم اهل النجوی

 

6-     یک کلاه قرمزی در حال ارشاد! زائران : " صلوات نفرستید، دعا نخوانید، کتابهای دعا را ببندید و...

 خبرنگار اعزامی :سید محمد مهدی رکنی

منبع:خبرمعارف

جمعه بیست و نهم 8 1388
علت نام گذارى
حجّه با کسر حا اسمى است از حجّ به معنى قصد، چون یکى از ماهاى حرام بود، مردم جنگ را ترک و قصد طواف کعبه یعنى خانه خدا مى کردند و به این جهت این ماه را ذو الحجّه نامیدند.(1)

اعمال مشترک اول هر ماه
1ـ دعا
در زمان دیدن هلال خواندن دعاى هلال وارد شده است و أقلّش آن است که سه مرتبه بگوید اللّهُ اَکْبَر و سه مرتبه لا إلهَ الَّا الْلّه و سپس بگوید: اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى أذْهَبَ شَهْرَ کَذا وَ جاءَ بِشَهْرِ کَذا. بهترین دعاى زمان رؤیت هلال دعاى 43 «صحیفه سجّادیه» است.(2)

2ـ قرآن
خواندن هفت مرتبه سوره «حمد».(3)

3ـ روزه
از أمورى که بر آن تأکید شده، سه روز روزه گرفتن در هر ماه است. مرحوم «علّامه مجلسى»(رحمه الله) در «زادالمعاد» مى گوید: مطابق مشهور، این سه روز، پنجشنبه اوّل ماه و پنجشنبه آخر ماه و چهارشنبه اوّل از دهه وسط ماه است.(4)

4ـ نماز
شب اوّل ماه: دو رکعت نماز بجا آورد، به این نحو که: در هر رکعت پس از سوره «حمد» سوره «انعام» را بخواند سپس از خداوند متعال بخواهد که او را از هر ترسى و هر دردى ایمن گرداند.
روز اوّل ماه: خواندن نماز اوّل ماه که آن دو رکعت است، در رکعت اوّل بعد از «حمد» سى مرتبه سوره «توحید» و در رکعت دوّم بعد از «حمد» سى مرتبه سوره «قدر» بخواند و بعد از نماز صدقه اى در راه خدا بدهد; هر کس چنین کند، سلامت خود را در آن ماه از خداوند متعال گرفته است.(5)

اعمال مشترک دهه اوّل ذى الحجة
1ـ نماز
امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: پدرم حضرت امام باقر(علیه السلام) به من فرمود: پسرم! در دهه نخست از ماه ذى الحجّه، هر شب میان نماز مغرب و عشا این دو رکعت نماز را ترک مکن:
در هر رکعت سوره حمد و سوره توحید را مى خوانى، پس از آن این آیه (آیه 142 سوره اعراف) را مى خوانى:
وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثینَ لَیْلَةً، وَ أَتْمَمْناها بَعَشْر، فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعینَ لَیْلَةً، وَ قالَ مُوسى لاَِخیهِ هارُونَ اخْلُفْنى فى قَوْمى، وَ أَصْلِـحْ وَلا تَتَّبِعْ سَبیـلَ الْمُفْسِـدینَ.
اگر چنین کنى، در ثواب حاجیان، و اعمال حجّ آنها شریک مى شوى.(6)

2ـ روزه
روزه گرفتن در نُه روز اوّل. در روایتى از امام موسى کاظم(علیه السلام) نقل شده است که هر کس نُه روز اوّل ذى الحجّه را روزه بدارد، خداوند ثواب روزه تمام عمر را براى او مى نویسد.(7)

3ـ دعا
1) ابوحمزه ثمالى از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده است که آن حضرت، از روز اوّل تا عصر روز عرفه، پس از نماز صبح و قبل از نماز مغرب این دعا را مى خواند:
اَللّـهُمَّ هذِهِ الاَْیّامُ الَّتى فَضَّلْتَها عَلَى الاَْیّامِ وَشَرَّفْتَها، وَ قَدْ بَلَّغْتَنیها بِمَنِّکَ وَرَحْمَتِکَ، فَاَنْزِلْ عَلَیْنا مِنْ بَرَکاتِکَ، وَاَوْسِعْ عَلَیْنا فیها مِنْ نَعْمآئِکَ،...الخ.(8)
2) آن پنج دعایى را بخواند که به فرموده امام باقر(علیه السلام) خداوند آن را بوسیله جبرئیل براى حضرت عیسى(علیه السلام) هدیه فرستاد، تا در ایّام این دهه، آنها را بخواند. آن پنج دعا چنین است:
(1) اَشْهَدُ اَنْ لااِلهَ اِلاَّ اللهُ، وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ، وَهُوَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ.
(2) اَشْهَدُ اَنْ لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ،...الخ.
سپس حضرت عیسى(علیه السلام)پاداش فراوانى را براى صد مرتبه خواندنِ این پنج دعا ذکر فرمود.
مرحوم «علاّمه مجلسى» فرمود: اگر کسى هر روز هر یک از این پنج دعا را ده مرتبه بخواند (که در مدّت ده روز هر کدام را صد مرتبه خوانده است) به روایت عمل کرده. البتّه اگر هر روز هر دعایى را صد مرتبه بخواند بهتر است.(9)
3) در هر روز از این دهه، این تهلیلات ( لا اله إلاّ اللّه) را که از امیر مؤمنان(علیه السلام) نقل شده است بخواند و اگر روزى ده مرتبه بخواند بهتر است:
لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ عَدَدَ الّلَیالى وَالدُّهُورِ، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ عَدَدَ اَمْواجِ الْبُحُورِ، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَ رَحْمَتُهُ خَیْرٌ مِمّا یَجْمَعُونَ، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ عَدَدَ الشَّوْکِ وَالشَّجَرِ،...الخ.(10)
________
1-حوادث الایام، صفحه 7.
2-وقایع الایّام، صغحه 11.
3-مفاتیح نوین، صفحه 579.
4-مفاتیح نوین، صفحه 580.
5-مفاتیح نوین، صفحه 579.
6-مفاتیح نوین، صفحه 812.
7-مفاتیح نوین، صفحه 813.
8-مفاتیح نوین، صفحه 813.
9-مفاتیح نوین، صفحه 815.
10-مفاتیح نوین، صفحه 816.
جمعه بیست و نهم 8 1388

 شستشوی پرده کعبه با گلاب ایرانی

به نوشته جمهوری اسلامی، مدیرکل امور مسجدالحرام و مسجدالنبی(صلی الله علیه و آله و سلم) دیروز پرده جدید خانه خدا را به پرده‌دار بیت الله الحرام تحویل داده است.

پرده خانه خدابا هزینه‌ای بالغ بر 20 میلیون ریال سعودی و از 5 قطعه تشکیل شده که هر قسمت یک طرف کعبه را می‌پوشاند و قطعه پنجم هم در کعبه را در بر می‌گیرد که به آن « برقع » می‌گویند.

جنس پرده کعبه از حریر طبیعی و خالص و به رنگ مشکی است که ارتفاع آن به 14 متر می‌رسد و نوار دور این پوشش که به عرض 95 سانتیمتر و طول 47 متر است از 16 قطعه به شکل مربع از تزئینات اسلامی پوشیده شده است.

بر روی نوار آیاتی از قرآن کریم نوشته شده است که در فواصل معین عبارات یا حی یا قیوم، یا رحمن یا رحیم و الحمدالله رب العالمین با رنگ طلایی که اطراف خانه خدا را در بر می‌گیرد، نوشته شده است.

پوشش در کعبه نیز از حریری است به ارتفاع 6 5 متر و عرض 3 5 متر و بر روی آن آیات قرآنی و تزئیات اسلامی با طلا و نقره پوشیده شده که این پرده با همکاری کارگاه‌های داخل و خارج عربستان در مکه مکرمهم تهیه می‌شود. پارچه حریر این پرده راهر سال یکی از کشورها هدیه می‌کند و پرده قبلی نیز به روسا و سران کشورهای اسلامی اهدا می‌شود.

منبع:شیعه نیوز

جمعه بیست و نهم 8 1388
علی امیر المومنین یا عمر امیرالمومنین؟!
لقب امیرالمومنین از جهت تعیین مصداق، یکی از القاب مورد بحث است. شیعیان این لقب را در انحصار امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام می دانند اما نظر اهل سنت چیز دیگری ست. سایت فطرت در مقاله ای این دو نظر را بررسی کرده است.
علی امیر المومنین یا عمر امیرالمومنین؟! ه کسی امیر المومنین است؟ یا شیعه راست می گوید یا اهل سنت؟!

مقدمه:

یکی از کلماتی که بین برادران شیعه و سنی مورد بحث می باشد (امیرالمومنین) می باشد.

برادران شیعه این لقب را مخصوص علی بن ابیطالب می دانند. ولی برادران اهل سنت به تمامی خلفا اطلاق می کنند و چنین می گویند:

امیرالمومنین عمر بن خطاب

امیر المومنین معاویه

و....

بررسی می کنیم که کلام شیعه درست است یا سنی.

الف: عمر بن خطاب امیرالمومنین

طبق نقل شیعه و سنی اولین کسی که خویش را امیرالمومنین معرفی کرد جناب عمر بن خطاب بود.

مجمع الزوائد - الهیثمی - ج 5 - ص 199

فى مناقب عمر  أول من سمى أمیر المؤمنین .

ترجمه: یکی از مناقب عمر بن خطاب این می باشد که او اولین کسی است که (امیرالمومنین) نام گرفت

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

کتاب الأوائل - ابن أبی عاصم - ص 7

سیدنا عمر بن الخطاب فقد فقد قال العسکری عنه فی أوائله : 1 - هو أول من سمی أمیر المؤمنین

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

الأذکار النوویة - یحیى بن شرف النووی - ص 361

على نقل الاتفاق على أن أول من سمی أمیر المؤمنین عمر بن الخطاب رضی الله عنه .

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

تاریخ مدینة دمشق - ابن عساکر - ج 44 - ص 9

 أول من سمی أمیر المؤمنین

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

أسد الغابة - ابن الأثیر - ج 4 - ص 78

هو أول من سمى أمیر المؤمنین

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

تعجیل المنفعة - ابن حجر - ص 217

هو اول من سمى أمیر المؤمنین

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

إسعاف المبطأ برجال الموطأ - جلال الدین السیوطی - ص 80

هو أول من سمی أمیر المؤمنین

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

إمتاع الأسماع - المقریزی - ج 1 - ص 78

أول من سمی أمیر المؤمنین فی الإسلام

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

مجمع الزوائد|الهیثمی|5|807|مصادر حدیث سنى - فقه|||1408 - 1988 م||دار الکتب العلمیة - بیروت - لبنان||طبع بإذن خاص من ورثة حسام الدین القدسی مؤسس مکتبة القدسی بالقاهرة

کتاب الأوائل|ابن أبی عاصم||287|مصادر حدیث سنى - عام|محمد بن ناصر العجمی||||دار الخلفاء للکتاب الإسلامی - الکویت||

الأذکار النوویة|یحیى بن شرف النووی||676|مصادر حدیث سنى - عام||جدیدة منقحة ومصححة|1414 - 1994 م||دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع - بیروت - لبنان||

تاریخ مدینة دمشق|ابن عساکر|44|571|مهمترین مصادر رجال سنى|علی شیری||1415|دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع - بیروت - لبنان|دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع - بیروت - لبنان||

أسد الغابة|ابن الأثیر|4|630|مهمترین مصادر رجال سنى|||||دار الکتاب العربی - بیروت - لبنان||انتشارات إسماعیلیان - طهران

تعجیل المنفعة|ابن حجر||852|مهمترین مصادر رجال سنى|||||دار الکتاب العربی - بیروت - لبنان||

إسعاف المبطأ برجال الموطأ|جلال الدین السیوطی||911|مهمترین مصادر رجال سنى|موفق فوزی جبر|الأولى|1410|دار الهجرة للطباعة والنشر والتوزیع - بیروت|دار الهجرة للطباعة والنشر والتوزیع - بیروت||

إمتاع الأسماع|المقریزی|1|845|مصادر تاریخ|تحقیق وتعلیق : محمد عبد الحمید النمیسی|الأولى|1420 - 1999 م||منشورات محمد علی بیضون ، دار الکتب العلمیة - بیروت - لبنان||

البته دلیل جناب عمر بن خطاب هم جالب بوده است.

زمانی که مردم برای بیعت با او به نزدش امدند. چنین گفتند. ( خلیفه خلیفه رسول) عمر بن خطاب گفت اگر چنین شود کلام طولانی شود.شما مومنین هستید و من امیرتان پس از این به بعد مرا (امیرالمومنین) بخوانید.

تاریخ مدینة دمشق - ابن عساکر - ج 30 - ص 297

 فلما کان عمر بن الخطاب أرادوا أن یقولوا خلیفة خلیفة رسول الله ( صلى الله علیه وسلم ) قال عمر هذا یطول قالوا لا ولکنا أمرناک علینا فأنت أمیرنا قال نعم أنتم المؤمنون وأنا أمیرکم فکتب أمیر المؤمنین

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

تاریخ مدینة دمشق|ابن عساکر|30|571|مهمترین مصادر رجال سنى|علی شیری||1415|دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع - بیروت - لبنان|دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع - بیروت - لبنان||

ب: علی امیرالمومنین

در روایات اهل سنت پیامبر تنها یک نفر را به عنوان امیرالمومنین معرفی کرده است. آن شخص هم کسی نیست جز علی بن ابیطالب. اما روایت مورد نظر:

انس بن مالک

 شرح نهج البلاغة - ابن أبی الحدید - ج 9 - ص 169

الخبر التاسع : " یا أنس ، أسکب لی وضوءا " ، ثم قام فصلى رکعتین ، ثم قال : " أول من یدخل علیک من هذا الباب إمام المتقین ، وسید المسلمین ، ویعسوب الدین ، وخاتم الوصیین وقائد الغر المحجلین " . قال أنس : فقلت : اللهم اجعله رجلا من الأنصار ، وکتبت دعوتی ، فجاء على ، فقال : صلى الله علیه وسلم : " من جاء یا أنس " ؟ فقلت : على ، فقام إلیه مستبشرا

خلاصه ترجمه: پیامبر به انس بن مالک فرمود:  اولین کسی که داخل شود از این باب اما متقین و سید مسلمین و ...............همانا امد علی بن ابیطالب

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

تاریخ مدینة دمشق - ابن عساکر - ج 42 - ص 386

قال رسول الله ( صلى الله علیه وسلم ) یا أنس أسکب لی وضوءا ثم قام فصلى رکعتین ثم قال یا أنس أول من یدخل علیک من هذا الباب أمیر المؤمنین وسید المسلمین وقائد الغر المحجلین وخاتم الوصیین قال أنس قلت اللهم أجعله رجلا من الأنصار وکتمته إذ جاء علی فقال من هذا یا أنس فقلت علی فقام مستبشرا فاعتنقه ثم جعل یمسح عن وجهه بوجهه ویسمح عرق علی بوجهه فقال یا رسول الله لقد رأیتک صنعت شیئا ما صنعت بی قبل قال وما یمنعنی وأنت تؤدی عنی وتسمعهم صوتی وتبین لهم ما اختلفوا فیه بعدی

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

الموضوعات - ابن الجوزی - ج 1 - ص 376 - 377

ثم قال : یا أنس أول من یدخل علیک من هذا الباب أمیر المؤمنین ‹ صفحه 377 › وسید المرسلین وقائد الغز المحجلین وخاتم الوصیین . قال أنس : فقلت اللهم اجعله رجلا من الأنصار ، إذ جاء علی علیه السلام . قال : من هذا یا أنس ؟ فقلت : على ، فقام مستبشرا فاعتنقه "

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

میزان الاعتدال - الذهبی - ج 1 - ص 64

عن أنس أن النبی صلى الله علیه وسلم قال لی : أول من یدخل علیک من هذا الباب أمیر المؤمنین ، وسید المسلمین ، وقائد الغر المحجلین ، وخاتم الوصیین . . الحدیث بطوله .

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

لسان المیزان - ابن حجر - ج 1 - ص 107

عن انس رضی الله عنه ان النبی صلى الله على وآله وسلم قال لی أول من یدخل علیک من هذا الباب أمیر المؤمنین وسید المسلمین وقائد الغر المحجلین وخاتم الوصیین الحدیث بطوله رواه عنه أیضا محمد بن عثمان بن أبی شیبة وذکره الأسدی فی الضعفاء وقال إنه منکر الحدیث وذکره ابن حبان فی الثقات

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

المناقب - الموفق الخوارزمی - ص 85

قال : یا أنس ، أول من یدخل علیک من هذا الباب ، أمیر المؤمنین ، وسید المسلمین ، وقائد الغر المحجلین ، وخاتم الوصیین ، قال قلت : اللهم أجعله رجلا من الأنصار وکتمته ، إذ جاء علی فقال : من هذا یا أنس ؟ فقلت : علی ، فقام مستبشرا

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول (ع) - محمد بن طلحة الشافعی - ص 126 - 127

 قال رسول الله ( ص ) : ( یا أنس أول من یدخل علیک من هذا الباب أمیر المؤمنین وسید المسلمین وقائد الغر المحجلین وخاتم الوصیین ) . قال أنس : قلت : اللهم اجعله رجلا من الأنصار وکتمته إذ جاء علی ( علیه السلام ) . ‹ صفحه 127 › فقال ( ص ) : ( من هذا یا أنس ؟ ) . فقلت : علی . فقام مستبشرا

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

ینابیع المودة لذوی القربى - القندوزی - ج 2 - ص 488

 یا أنس أسکب لی وضوءا ، ثم قام فصلى رکعتین . ثم قال : أول من یدخل علیک من هذا الباب إمام المتقین ، وسید المسلمین ، ویعسوب الدین ، وخاتم الوصیین ، وقائد الغر المحجلین . قال أنس : فقلت : اللهم اجعله رجلا من الأنصار [ وکتبت دعوتی ] ، فجاء علی . فقال صلى الله علیه وآله وسلم : من جاء یا أنس ؟ فقلت : علی . فقام إلیه مستبشرا فاعتنقه

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

شرح نهج البلاغة|ابن أبی الحدید|9|656|مصادر حدیث سنى - عام|محمد أبو الفضل إبراهیم||||مؤسسة إسماعیلیان للطباعة والنشر والتوزیع||

تاریخ مدینة دمشق|ابن عساکر|42|571|مهمترین مصادر رجال سنى|علی شیری||1415|دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع - بیروت - لبنان|دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع - بیروت - لبنان||

الموضوعات|ابن الجوزی|1|597|مهمترین مصادر رجال سنى|ضبط وتقدیم وتحقیق : عبد الرحمن محمد عثمان|الأولى|1386 - 1966 م||المکتبة السلفیة - المدینة المنورة||

میزان الاعتدال|الذهبی|1|748|مهمترین مصادر رجال سنى|علی محمد البجاوی|الأولى|1382 - 1963 م||دار المعرفة للطباعة والنشر - بیروت - لبنان||

لسان المیزان|ابن حجر|1|852|مهمترین مصادر رجال سنى||الثانیة|1390 - 1971 م||مؤسسة الأعلمی للمطبوعات - بیروت - لبنان||الطبعة الأولى بمطبعة مجلس دائرة المعارف النظامیة الکائنة فی الهند بمحروسة حیدر آباد الدکن عمرها الله إلى أقصى الزمن سنة 1329 هجریة

المناقب|الموفق الخوارزمی||568|مصادر سیره پیامبر وائمه|الشیخ مالک المحمودی - مؤسسة سید الشهداء (ع)|الثانیة|ربیع الثانی 1414|مؤسسة النشر الإسلامی|مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفة||

مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول (ع)|محمد بن طلحة الشافعی||652|مصادر سیره پیامبر وائمه|ماجد ابن أحمد العطیة||||||

ینابیع المودة لذوی القربى|القندوزی|2|1294|مصادر سیره پیامبر وائمه|سید علی جمال أشرف الحسینی|الأولى|1416|أسوه|دار الأسوة للطباعة والنشر||

ام المومنین ام سلمه

 المناقب - الموفق الخوارزمی - ص 142

قال : یا أم سلمة اشهدی واسمعی هذا علی أمیر المؤمنین وسید المسلمین وعیبة علمی ، وبابی الذی اوتى منه ، أخی فی الدنیا ، وخدنی فی الآخرة ، ومعی فی السنام الاعلى

ترجمه: پیامبر به ام سمه چنین فرمودند: ای ام سلمه بشنو که این علی امیرمومنان و آقای مسلمین هست و دربی است که با او به من میرسی و برادرم هست در دنیا...................

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
المناقب|الموفق الخوارزمی||568|مصادر سیره پیامبر وائمه|الشیخ مالک المحمودی - مؤسسة سید الشهداء (ع)|الثانیة|ربیع الثانی 1414|مؤسسة النشر الإسلامی|مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفة||

حال چند سوال؟
الف: آیا جناب عمر بن خطاب این روایات را نشنیده بود که تنها کسی که امیرالمومنین هست علی بن ابیطالب می باشد؟

ب: اگر اینگونه که برادران اهل سنت می گویند که هر کسی که زمامدار امور مسلمین باشد امیرالمومنین هست. پس باید به ملک عبدالله پادشاه عربستان بگویند (امیرالمومنین) ملک عبدالله شخصی است که در محفلی با جناب بوش میگساری کرده است.
باید به محمد رضا پهلوی بگویند (امیرالمومنین)
باید به جناب احمدی نژاد بگویند (امیرالمومنین) زیرا امور مسلمین و مومنین زیر نظرش هست.
البته می توانند توجیه کنند و بگویند منظور از زمامداری که عالم به احکام اسلام باشد.
خب یک سوال؟
اگر جناب عمر بن خطاب عالم به دستورات دین بود. چرا امر به رجم زن دیوانه میکرد؟
چرا امر به رجم زنی میکرد که بعد از 6ماه فرزندش به دنیا آمد؟
و صدها چرای دیگر..
حال شما بگویید: شیعه طبق نص کلام رسول به اشخاص لقب میدهد، یا برادران اهل سنت؟
منبع:شیعه نیوز
جمعه بیست و نهم 8 1388
مدیر حوزه علمیه قم از انتشار جدید لیست مراجع تقلید خبر داد
آیت الله مقتدایی اسامی برخی ازافراد را که در سایت های خبری منشتر شده بود نه تایید و نه تکذیب نکرد و افزود: تاکنون از هیچ یک از افرادی که قرار است به عنوان مراجع تقلید جدید به مردم معرفی شوند ، نامی نبرده ام.
نایب رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، گفت که این موسسه حوزوی بزودی لیست جدیدی از اسامی مراجع عظام تقلید را اعلام خواهد کرد.

آیت الله "مرتضی مقتدایی" چهارشنبه شب درگفت وگوی اختصاصی با خبرنگار ایرنا، خاطرنشان کرد: در این لیست دو یا سه نفر به لیست مراجع تقلید هفتگانه گذشته اضافه خواهند شد.

وی بدون اشاره به زمان اعلام رسمی این لیست ،گفت: جامعه مدرسین تصمیم گرفته است که پس از بررسی های لازم چنین لیستی را اعلام کند.

آیت الله مقتدایی اسامی برخی ازافراد را که در سایت های خبری منشتر شده بود نه تایید و نه تکذیب نکرد و افزود: تاکنون از هیچ یک از افرادی که قرار است به عنوان مراجع تقلید جدید به مردم معرفی شوند ، نامی نبرده ام.

بعضی از سایت های خبری اخیرا با انتشار اسامی برخی آیات عظام از تایید آنها در لیست جدید مراجع تقلید توسط جامعه مدرسین خبر داده بودند .

این منابع همچنین از قرار گرفتن نام حضرات آیات "جوادی آملی " و "سبحانی" و"علوی گرگانی" وچند نفر دیگر از علمای حوزه علمیه قم در این فهرست خبر داده بودند، ولی این خبر تکذیب شد.
منبع:شیعه نیوز
جمعه بیست و نهم 8 1388

شفای یک بیمار در حرم مطهر امیرالمؤمنین

یک بیمار فلج دیروز با معجزه حضرت امیرالمؤمنین (ع) در صحن حرم مطهر آن بزرگوار شفا یافت.

به گزارش قائم نیوز به نقل از نهال، یک خانم میانسال عرب که به خاطر ضایعه نخاعی فلج بود و بر روی صندلی چرخدار قرار داشت و نمی‌توانست راه برود دقایقی پیش در حرم امام علی (ع) شفا یافت.

مشاهدات عینی خبرنگار حاکی از آن است که این زن بیمار میانسال که سوار بر ویلچر بود، از اطرافیان خود خواست تا دقایقی در حرم مطهر حضرت امیرالمؤمنین (ع) بدون کمک دیگران راه برود که این اقدام زن موجب مشایعت مردم با وی شد.

منبع قائم نیوز

چهارشنبه بیست و هفتم 8 1388

امام جواد علیه‌السلام مبتکر بحث آزاد اجتماعى است

گزیده‌ی بیانات رهبر انقلاب پیرامون سیره و شخصیت حضرت امام جواد (ع)

مبتکر بحث‌های آزاد اجتماعى
بحث آزاد کار خوبى است، من موافقم با بحث آزاد؛ از اول هم موافق بودم. این نکته‌ى اول که بحث آزاد را ما رد نمى‌کنیم بلکه استقبال هم مى‌کنیم .مبتکر بحث آزاد اجتماعى امام جواد صلوات‌الله‌علیه است. البته قبل از امام جواد هم در زمان ائمه بحث زیاد مى‌شد، اما اینى‌که حالا بنشینند جمعا صحبت کنند امام جواد اول بار این کار را کردند.
02/03/1360

او امام و پیشاهنگ حرکت ملت ایران بود
خاطره‌ى خونین 17 شهریور؛ دنباله‌ى درس جاوید فراموش‌نشدنى است که امام جواد به ما داده است. چرا یک امام بزرگوار در 25 سالگى به شهادت مى‌رسد؟ و دستگاه جبار زمان این ذریه‌ى پیغمبر را بیش از آن تحمل نمى‌کند؟ پاسخ به این سخن را زندگى و شخصیت امام جواد به ما مى‌دهد. او مظهر مبارزه‌ى با باطل بود، او کوششگر براى حکومت الله بود. او براى خدا و قرآن مبارزه مى‌کرد، او از قدرت‌ها نمى‌ترسید، او در حقیقت امام و الگو و پیشاهنگ این حرکتى بود که امروز ملت ایران همگى دست به دست آن را تعقیب مى‌کند.
سخنرانى به مناسبت 17 شهریور در مصلى نماز جمعه‌ى تبریز 17/06/1362

زندگی امام جواد علیه‌السلام، الگویی برای جوانان
زندگى امام جواد علیه‌السلام هم الگوست. امام جواد علیه‌السلام - امامى با آن همه مقامات، با آن همه عظمت - در بیست‌وپنج سالگى از دنیا رفت. این نیست که ما بگوییم؛ تاریخ مى‌گوید؛ تاریخى که غیر شیعه آن را نوشته است. آن بزرگوار، در دوران جوانى و خردسالى و نوجوانى، در چشم مأمون و در چشم همه، عظمتى پیدا کرد. اینها چیزهاى خیلى مهمى است؛ اینها مى‌تواند براى ما الگو باشد.
گفت و شنود در دیدار جمعى از جوانان به مناسبت هفته‌ى جوان 07/02/1377

برنامه‌ریزی هوشمندانه مذهبی
براى مراسم دینى، اعیاد و عزادارى‌ها برنامه‌ریزى هوشمندانه بشود. بعضى از برنامه‌هایى که اجرا مى‌شود، کاملا ناهوشمندانه است. راجع به حضرت جواد چه صحبتى در تلویزیون یا رادیو مى‌کنید؟ راجع به امام جواد، امام هادى، امام عسکرى، امام رضا و دیگر ائمه مطالب خیلى خوبى نوشته شده است. بنده که عمرم را در این زمینه‌ها گذرانده‌ام، وقتى به این مطالب نگاه مى‌کنم، استفاده مى‌کنم و لذت مى‌برم؛ چرا از اینها استفاده نمى‌شود؟ نوشته‌هاى خوب، تحقیقات خوب و مطالب شیوا و ایمان‌آور در این زمینه‌ها فراوان است.
بیانات در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما 11/09/1383

درس بزرگ امام جواد(ع)
امام جواد مانند دیگر ائمه‌ى معصومین براى ما اسوه و مقتدا و نمونه است. زندگى کوتاه این بنده‌ى شایسته‌ى خدا، به جهاد با کفر و طغیان گذشت. در نوجوانى به رهبرى امت اسلام منصوب شد و در سالهایى کوتاه، جهادى فشرده، با دشمن خدا کرد به طورى که در سن 25 سالگى یعنى هنوز در جوانى، وجودش براى دشمنان خدا غیر قابل تحمل شد و او را با زهر شهید کردند. همان‌طورى که ائمه‌ى دیگر ما علیهم‌السلام با جهاد خودشان هر کدام برگى بر تاریخ پر افتخار اسلام افزودند، این امام بزرگوار هم گوشه‌ى مهمى از جهاد همه جانبه‌ى اسلام را در عمل خود پیاده کرد و درس بزرگى را به ما آموخت. آن درس بزرگ این است که در هنگامى که در مقابل قدرتهاى منافق و ریاکار قرار مى‌گیریم، باید همت کنیم که هوشیارى مردم را براى مقابله‌ى با این قدرتها برانگیزیم. اگر دشمن، صریح و آشکار دشمنى بکند و اگر ادعا و ریاکارى نداشته باشد، کار او آسان‌تر است. اما وقتى دشمنى مانند مأمون عباسى چهره‌اى از قداست و طرفدارى از اسلام براى خود مى‌آراید، شناختن او براى مردم مشکل است. در دوران ما و در همه‌ى دورانهاى تاریخ، قدرتمندان همیشه سعى کرده‌اند وقتى از مقابله‌ى رویاروى با مردم عاجز شدند دست به حیله‌ى ریاکارى و نفاق بزنند.
بیانات در خطبه‌ى نماز جمعه 18/07/1359
منبع:  www.khamenei.ir
چهارشنبه بیست و هفتم 8 1388

ریزش‌ها و رویش‌ها




فایل ریزش‌ها و رویش‌ها با مدت 00:03:41 را می توانید با توجه به پهنای باند اینترنت خود از یکی از سه لینک مستقیم زیر دریافت کنید :
کیفیت پایین 16K و حجم 433 کیلوبایت
کیفیت متوسط 32K و حجم 865 کیلوبایت
کیفیت بالا 64K و حجم 1.72 مگابایت

همچنین برای استفاده این صوت در سایت و یا وبلاگ خود می توانید از کد زیر استفاده کنید : <object height="25" width="340" data="http://farsi.khamenei.ir/flash/embedplayer.swf?dataFilename=http://farsi.khamenei.ir/audio-rss?id=8399" type="application/x-shockwave-flash"><param value="http://farsi.khamenei.ir/flash/embedplayer.swf?dataFilename=http://farsi.khamenei.ir/audio-rss?id=8399" name="movie"><EMBED PLUGINSPAGE="http://get.adobe.com/flashplayer/" TYPE="application/x-shockwave-flash" NAME="audioPlayer8399" HEIGHT="25" WIDTH="340" href="http://farsi.khamenei.ir/flash/embedplayer.swf?dataFilename=http://farsi.khamenei.ir/audio-rss?id=8399"></EMBED></object>

منبع:  www.khamenei.ir

 

راننده جوانمرد

يکشنبه بیست و چهارم 8 1388
رامش در برابر گستاخى
پیرمردى امام حسن(ع) را سوار بر مرکب دید و آنچه توانست از آن حضرت بدگویى کرد. سپس امام پیش آمد و سلام کرد و در حالى که لبخند بر چهره داشت به او فرمود: «اى پیرمرد! گمانم غریب هستى؟ گویا در بعضى امور به اشتباه افتاده‏اى. اگر از ما رضایت‏طلبى، از تو خشنود مى‏شویم. اگر چیزى از ما بخواهى، به تو عطا مى‏کنیم. اگر از ما راهنمایى بخواهى، تو را راهنمایى مى‏کنیم. اگر براى برداشتن بارى کمک بخواهى، بار تو را برمى‏داریم. اگر گرسنه باشى، تو را سیر مى‏نماییم. اگر برهنه باشى، تو را مى‏پوشانیم. اگر نیازمند باشى، تو را بى‏نیاز مى‏کنیم. اگر گریخته باشى، به تو پناه مى‏دهیم. اگر حاجتى دارى، آن را برآورده مى‏کنیم. اگر به خانه ما بیایى، تا هر وقت بخواهى مهمان ما خواهى بود...».
هنگامى که پیرمرد، این سخنان مهرانگیز را از امام حسن(ع) شنید، دگرگون شد و گریه کرد و گفت: «گواهى مى‏دهم که تو خلیفه خدا در زمینش هستى. خداوند آگاه‏تر است که مقام رسالت خود را در وجود چه کسى قرار دهد. تو و پدرت مبغوض‏ترین افراد نزد من بودید؛ ولى اینک تو محبوب‏ترین انسان نزد من هستى».
سپس او مهمان امام شد و پس از مدّتى، در حالى که محبّت خاندان نبوت در قلبش جا گرفته بود، از محضر آن امام، مرخّص شد.
دسته ها : داستان روز
شنبه بیست و سوم 8 1388

راننده جوانمرد

شنبه بیست و سوم 8 1388

تاکید مراجع عظام تقلید بر حفظ وحدت با محوریت رهبری

دبیرکل و برخی از اعضای شورای مرکزی جبهه پیروان خط امام و رهبری در سفر یک روزه به قم با علما و مراجع دیدار کردند و در این دیدارها گزارشی از وقایع و مسایل پس از انتخابات در کشور ارائه دادند. مراجع و علمای قم نیز در این دیدارها به بیان نظرات و دیدگاه‌های خود راجع به مسایل مطرح شده پرداختند و حفظ وحدت و دوری از تفرقه بین همه گروه‌ها را خواستار شدند.

آیت‌الله صافی گلپایگانی:
برای حفظ نظام و اسلام باید وحدت و امنیت برقرار شود

آیت‌الله لطف‌الله صافی‌گلپایگانی در دیدار دبیرکل و جمعی از اعضای شورای مرکزی پیروان خط امام و رهبری، با بیان این‌که خط مقام معظم رهبری، همان خط امام (ره) است، تصریح کرد: باید محکم و استوار در حفظ آن بایستیم و این خط تا قیامت پایدار بماند.
آیت‌الله صافی‌گلپایگانی اظهار داشت: کسانی که با محوریت روحانیت حرکت می‌کنند و به دنبال اهداف اسلام باشند به هدف خود می‌رسند، اما کسانی که در فکر تخریب هستند نه تنها در اندیشه حفظ رهبری نیستند، بلکه به اسلام خیانت می‌کنند و باید خود را اصلاح نمایند.
وی به مسئله امنیت و حفظ کشور اشاره کرد و افزود: اگر بخواهیم اسلام و نظام بماند باید همه تلاش کنیم تا امنیت و وحدت برقرار شود.
ایشان با اشاره به برخی کاستی‌های معیشتی مردم در جامعه گفت: گرانی و تورم در کشور نگران کننده است و مردم از این وضعیت نگران هستند.
این مرجع تقلید در ادامه به استقلال مجلس شورای اسلامی اشاره کرد و بیان داشت: مجلس باید در انجام وظایف خود استقلال داشته باشد، حرف خود را بزند و زیر فشار قرار نگیرد تا با مجلس زمان پهلوی مقایسه نگردد.

آیت‌الله مکارم شیرازی:
تمام وفاداران نظام، رهبری، قرآن و اسلام دور هم جمع شوند

آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی نیز در این دیدار با اشاره به حوادث بعد از انتخابات و طرح مساله وحدت ملی  بیان داشتند: منظور از وحدت بر خلاف آنچه که بعضی از مطبوعات می‌نویسند این نیست که ما دست روی دست اغتشاشگران، مخالفان نظام و رهبری و فریب‌خوردگان غرب قرار بدهیم، بلکه وحدت با کسانی است که به نظام، استقلال کشور، رهبری، مرجعیت و قانون اساسی عقیده دارند.
وی اظهار داشت: وحدت، امر بسیار مطلوبی است، ولی مهم این است که با چه کسانی وحدت می‌کنیم.
این مرجع تقلید خاطرنشان کرد: عده‌ای از ملت هستند که راه دیگری را در جریانات انتخابات پیمودند و اکنون لازم است بعد از انتخابات دور هم نشسته و دست به دست هم دهند تا با صحبت، سوءتفاهم‌ها برطرف و افکار به هم نزدیک شوند و در مرحله بعدی تمام وفاداران نظام، رهبری، قرآن و اسلام دور هم جمع شوند تا مشکلات اقتصادی و تهدید دشمنان خارجی را حل کنیم.

آیت‌الله نوری‌همدانی:
شناخت امام و ولایت فتنه‌ها را می‌خواباند

آیت‌الله حسین نوری همدانی در این دیدار با اشاره به مسئله فتنه و مقتضیات آن در قرآن بیان داشت: مسئله فتنه سنتی از خلقت است که در تمام دوره‌ها وجود داشته و امتحانی از سوی پروردگار برای مردم است.
ایشان اضافه کرد: فتنه همیشه طوری ایجاد می‌شود که باطل را با حق مخلوط کند. فتنه‌گران چهره‌سازی می‌کنند تا به منافع خود برسند و از فرصت‌ها سوءاستفاده کنند.
وی با تاکید بر اینکه شناخت امام و ولایت، فتنه‌ها را می‌خواباند، گفت: باید سعی کرد در این جریان‌ها افرادی که کنار رفته‌اند برگردند و آثار و تبعاتی که این اتفاقات در جهان به وجود آورده‌اند کاهش یابد.
این مرجع تقلید با اشاره به ارکان و پایه‌های نظام جمهوری اسلامی ایران اظهار داشت: پایه‌های انقلاب ما اسلام، مردم و رهبری هستند که باید در جلب رضایت همه مردم و رهبری تلاش کرد و در کنار آن اسلام ناب را هم در جامعه برپا کرد.
آیت‌الله نوری همدانی با تاکید بر اینکه محوریت مقام معظم رهبری که شعاعی از ولایت است، باید حفظ شود، گفت: در جریان‌های اخیر کار به جایی رسید که دشمنان توانستند فتنه را به وجود آورند و جامعه را با مشکلات متعددی رو به‌ رو کنند.
این مرجع تقلید با بیان اینکه مشورت برای خاموش کردن این فتنه نیاز است، گفت: کسی اجازه ندارد که روی گذشته انقلاب خط بطلان بکشد و مقام معظم رهبری و انقلاب باید در جایگاه اصلی خود باقی بمانند.

آیت‌الله جعفر سبحانی:
طرفین ماجرا باید برای حفظ «علی ولی‌الله» از تفرقه بپرهیزند

آیت‌الله جعفر سبحانی نیز در دیدار دبیرکل و اعضای شورای مرکزی جبهه پیروان خط امام و رهبری با اشاره به وقایع بعد از انتخابات و اختلافاتی که در کشور بین گروه‌های مختلف به وجود آمد آیه "واعتصموا بحبل‌الله جمیعا ولاتفرقوا"را مورد توجه قرار داده و بر حفظ وحدت در جامعه و دوری از تفرقه و تخریب تاکید کرد.
ایشان در بخش دیگری از سخنان خود درباره زندانیان پس از انتخابات نیز گفت: کوشش کنید در حد امکان این‌ها که گرفتارند و فعلا در بند هستند به تدریج تا جایی که امکان دارد و قابل عفو و گذشت هستند و در خروج از زندان تعامل و یا سکوت می‌کنند، آزاد شوند و اینگونه آن‌ها را نمک‌گیر کنید.
وی افزود: هرچند اختلافات تمام نمی‌شود لااقل دایره اختلافات کمتر می‌شود البته در ارتباط با زندانیان این نظر شخصی بنده بود اما نظر قضایی و نظر مقام معظم رهبری معتبر است در عین حال باید از یک گوشه‌ای شروع کرد تا آن طرف‌ها هم دلگرم شوند و إن‌شاالله صلح بین طرفین برقرار شود.
آیت‌الله سبحانی گفت: طرفین برای حفظ نظام و مملکت، حفظ این خاک، حفظ "علی ولی الله" باید از تفرقه بپرهیزند و با یکدیگر وفاق داشته باشند.
منبع:  www.khamenei.ir
شنبه بیست و سوم 8 1388

روایت رهبرانقلاب از اولین دیدار با علامه جعفری

در آقاى جعفرى (رحمةاللَّه علیه) خصوصیات برجسته‌اى بود که به‌نظر من همه‌ى اینها براى نسل جوان و پژوهنده و اهل علم و تحقیق الگوست. ایشان آن وقتى که کارهاى تحقیقى خودشان را شروع کردند، خیلى جوان بودند.

البته من حدود سالهاى سى‌وچهار و سى‌وپنج بود که ایشان را شناختم. ایشان تازه از نجف آمده بودند و جوان و فاضل و اهل تحقیق و فعّال و پر شور و مورد احترام بزرگان ما - مانند مرحوم آقاى میلانى و بعضى از آقایان دیگر در مشهد - و نیز مورد احترام طلّاب بودند. اخوانشان هم در مشهد بودند؛ مثل آقاى آمیرزا جعفر که مرد بسیار با صفا و با معنویت و با روحى است. بله؛ عرض مى‌کردم که ایشان هم به مناسبتى به مشهد آمده بودند و چند ماه یا یک سال - درست یادم نیست - در مشهد ماندند. ما از آن‌جا با ایشان آشنا شدیم. در ایشان واقعاً روح تحقیق و تفحّص و نشاط و شور علمى مشاهده مى‌شد.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/8394/H/khamenei-jafari.jpg
این روحیه، از دوران جوانى تا پایان عمر ادامه داشت. آن وقت ایشان تقریباً سى و چند ساله بودند. همه‌ى این شور جوانى، در کار علمى و فکرى و بحث و نوشتن و تحقیق و مطالعه و این‌گونه کارها صرف مى‌شد و البته حافظه‌ى فوق‌العاده و استعداد علمى ایشان هم به جاى خود محفوظ بود. این حالت تا همین آخر هم ادامه داشت که این چیز عجیبى است. یعنى در عین این‌که ایشان یک مرد هفتاد و چند ساله بودند، ولى تا آخرین بارى که ایشان را دیدیم - به گمانم یک سال، یا هفت، هشت ماه پیش بود که ایشان را ما زیارت کردیم - باز انسان همان حالت و همان شور و همان تحرّک را در ایشان مى‌دید.

این خیلى باارزش و قیمتى است که انسان نگذارد گذشت زمان و حوادث گوناگون، شور و تحرّک و تهیّجى را که خداى متعال در او قرار داده و مى‌تواند آن را مثل یک سرمایه‌ى گرانبها براى پیشرفتهاى گوناگون در میدانهاى مختلف مصرف کند، از بین ببرد. به‌هرحال وجود ایشان، حقیقتاً وجود ذى‌قیمتى بود و براى اسلام و مسلمین و نظام اسلامى ارزش داشت. ایشان تا آخر هم کار کردند؛ یعنى واقعاً آقاى جعفرى هیچ وقت از کارافتاده و کنار نشسته و بیکاره نشدند و دائم مشغول کار و تلاش و تحرّک بودند. خداوند ان‌شاءاللَّه درجاتشان را عالى کند.


بیانات در دیدار خانواده و مسؤولان ستاد برگزارى مراسم ارتحال استاد علامه محمدتقى جعفرى (ره)
17/09/1377

منبع:  www.khamenei.ir

 

شنبه بیست و سوم 8 1388

راز نسخه‌ دوم

گشتی در کتاب‌خانه شخصی رهبر انقلاب
همراه با دکتر حداد عادل


ابتدا این را بگویم که ما هیچ‌وقت ننشستیم با آقای خامنه‌ای مستقلاً راجع به کتاب‌خانه و حوزه‌ی مطالعات ایشان صحبت کنیم؛ چون این بحث به یک معنا به زندگی شخصی ایشان مربوط می‌شود. وقتی خدمت ایشان می‌رسیم، معمولاً آن‌قدر مسائل مهم و اساسی کشور و مسایل مربوط به فرهنگ و سیاست و رسیدگی‌ به آن‌ها هست که دیگر معنی ندارد وقت ایشان را بگیریم و بنشینیم منحصراً راجع به کتاب‌خانه‌شان صحبت کنیم. بنابراین آنچه می‌گویم استنباط‌هایی است که در خلال سالیان طولانی- یعنی سی سال انس و آشنایی با ایشان- در ذهن من جمع شده است.

قلمرو گسترده
اولین نکته این است که قلمرو علایق‌ مطالعاتی ایشان خیلی رسمی و منطبق بر حوزه‌ی مطالعات متعارف روحانیان نیست. بیشتر روحانیان به اقتضای فضای حوزه و درس و بحثی که دارند، منطقه‌ی خاصی در مطالعه مورد علاقه‌شان است. هر صنف و گروه دیگر هم همین‌طور هستند؛ مهندس‌ها، پزشک‌ها و... بالاخره هر کسی یک قلمرو مشخص و مخصوصی را برای مطالعه‌ی خودش انتخاب می‌کند. البته ممکن هم هست در هر یک از این اقشار، گروهی اهل مطالعه نباشند اما اگر بخواهند مطالعه کنند، قلمرو خاصی برای آن دارند.
آقای خامنه‌ای غیر از فقه و اصول و معارف اسلامی که در سنت تحصیلی ایشان، رسمی و درسی بوده و جزء مطالعات تحقیقی و پژوهشی ایشان به حساب می‌آید، از ابتدای زندگی میدان وسیعی را برای مطالعه پیش چشم داشته‌اند؛ همین قلمروهای مطالعاتی هم پیکره‌ی اصلی کتاب‌خانه‌ی شخصی ایشان را شکل می‌دهند.

این قلمرو مطالعاتی اولاً شامل ادبیات می‌شود که بخشی از مطالعات ایشان را شکل می‌دهد. خصوصاً شعر که ایشان برای آن اهمیت زیادی قائل هستند و در درک لطایف و ظرائف شعری هم استاد هستند؛ نقد شعر می‌دانند و از جوانی در مشهد در حلقه‌های شعرخوانی و نقد شعر شرکت می‌کردند. آن‌هم حلقه‌هایی که ادبا و شاعران درجه‌ی اول خراسان و پیرمردهای معروف ادبیات اداره‌شان می‌کردند. آقای خامنه‌ای از جوانی با آن محافل در ارتباط بوده و در نتیجه طبیعی است که در کتابخانه‌ی ایشان، دیوان شعر فراوان ببینید؛ مجموعه‌های شعری قدیم و جدید.
ایشان در عالم شعر فارسی کاملاً به‌روز هستند. بسیاری از جوان‌ها که ذوق و نبوغی در شعر از خودشان نشان می‌دهند، نزد ایشان شناخته شده هستند. ایشان آثار آن‌ها را دیده‌اند. برای هر شاعری هم حسابی باز می‌کنند و حسن و عیب او را در ذهن دارند و جایگاهی را در مجموعه‌ی ادبیات ایران به او نسبت می‌دهند.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/8384/H/hadad-adel.jpg
حوزه‌ی دیگر مطالعات ایشان ادبیات داستانی ایرانی و خارجی است؛ اعم از داستان بلند یا داستان کوتاه. شاید بی‌سابقه و بی‌نظیر باشد که یک مجتهد و مرجع و فقیه از چهل پنجاه سال پیش رمان‌های بزرگی مثل "دُن آرام" شوخولف با ترجمه‌ی به‌آزین و یا آثار رومن رولان مانند "جان شیفته" را خوانده باشد و نسبت به آن‌ها ارزیابی دقیقی داشته باشد. ایشان هنوز هم رمان خارجی می‌خوانند و از خصوصیات‌شان این است که پس از خواندن کتاب، یادداشتی به‌صورت جمع‌بندی مختصر در پایان کتاب‌ می‌نویسند. من چندین رمان دیده‌ام که ایشان نظر خودشان را در پایان آن نوشته‌اند. ظاهراً یک‌بار هم تعدادی از این اظهار نظرها توسط حوزه‌ی هنری چاپ شده. ایشان در این یادداشت‌ها رمان را تجزیه و تحلیل می‌کنند که نویسنده کیست، این رمان کِی و در چه شرایطی نوشته شده، نویسنده چه چیزی را هدف گرفته، و به چه طریقی خواسته مقصودش را بیان کند... این‌ها را می‌نویسند و داوری هم می‌کنند که خوب بوده یا بد؛ موفق شده یا نه.

قلمرو دیگر مطالعاتی ایشان آثار روشنفکری دوران معاصر است؛ با همه‌ی آن طیف وسیعی که روشنفکری دارد. از آن‌هایی که نسبت به دین و مذهب و انقلاب نظر منفی دارند تا آن‌هایی که نزدیک و طرفدار این مسایل هستند. درواقع یکی از خصوصیات ایشان این است که جریان روشنفکری معاصر ایران را- خصوصاً قبل از انقلابش را- به‌خوبی می‌شناسند و آثار نمایندگان این دوران را خوانده‌اند. شاید نزدیک‌ترین آن‌ها به طیف مذهبی‌ها، آل احمد باشد. ایشان با شخص آل احمد و با آثار و افکار او آشنا بوده و جایگاه او را در جریان روشنفکری و سبک او را در نثر فارسی کاملاً می‌شناسد. دیگران را هم همین‌طور... آقای خامنه‌ای با عقبه‌ و تبار روشنفکران معاصر که نویسندگان و روشنفکران عصر مشروطه هستند هم فی‌الجمله آشنا هستند. برای نمونه در این زمینه کتاب "ماجرای روشنفکران اولیه" مورد توجه ایشان است.

حوزه‌ی دیگر مطالعاتی ایشان، تاریخ است؛ مخصوصاً تاریخ ایران. چون علاقه‌ی بارزی به مطالعه‌ی تاریخ و سرگذشت اشخاص و اقوام و برداشت و بهره‌برداری خاص و مناسب از آن دارند. آقای خامنه‌ای شناخت قابل توجهی از رجال و افراد مؤثر در تحولات معاصر- دوران قاجار و بعد از آن تا به امروز- دارند. گاهی که خدمت ایشان صحبت می‌کنیم و از شخصیتی صحبت به میان می‌آید، می‌بینیم ایشان کاملاً شناخت دارند و ارجاع می‌دهند به فلان کتاب و فلان کتاب که راجع به فلانی در آن‌ها چنین بحثی شده و چنان نسبتی به او داده شده است.

از دیگر حوزه‌های مطالعاتی رهبر انقلاب، تاریخ شفاهی به خصوص آثار برآمده از انقلاب اسلامی است؛ اعم از کتب مربوط به انقلاب و دفاع مقدس و... از جمله‌ آثار مورد توجه ایشان در این زمینه می‌توانم به  "خاطرات احمد احمد" و "خاطرات عزت‌شاهی" و کتاب‌های "همپای صاعقه"، "دسته‌ی یک" و "دا" اشاره کنم.
فارغ از مطالعه‌ی کتاب‌های به‌روز علوم سیاسی، ایشان توجه خاصی به آثار و کتب علمی و اسلامی، مطالعات مرتبط با سیره  و فلسفه دارند و مجلات گوناگون علمی، فرهنگی و پژوهشی در حوزه‌های مختلف را هم با علاقه و جدیت می‌خوانند.

تفریح ذهنی
اما از خصوصیات ایشان در کتاب‌خوانی، مداومت است. گذشته از مطالعات کاری در مورد موضوعات اساسی کشور، ایشان نوعاً شب‌ها پیش از خواب مطالعه می‌کنند؛ یک مطالعه‌ی سبک. این غیر از مطالعه‌ی سنگینی است که برای درس خارج فقه‌ یا ایراد یک سخنرانی می‌کنند. مطالعه‌ی آخر شب برای ایشان در واقع برای رفع خستگی و به‌عنوان تفریح ذهنی مطرح است. البته مطالعه‌ی سبک ایشان جزو مطالعات سنگین ماهاست! در این زمینه من خاطره‌ای از ایشان دارم که خیلی جالب است.
کتابی چاپ شد به نام "مهدوی‌نامه" و مجموعه‌ مقالاتی بود که به استاد ما دکتر یحیی مهدوی تقدیم شده بود. به جهت علاقه‌ای که من به دکتر مهدوی داشتم، یک نسخه از این کتاب را بردم و به آقا تقدیم کردم. خودم هم در این کتاب دوتا مقاله داشتم. یکی در معرفی شخصیت مهدوی و یکی هم یک مقاله‌ی علمی در فلسفه‌ی لایب‌نیتس. بقیه‌ی مقالات آن مجموعه هم بیشتر پیرامون فلسفه‌ی غربی بود. پیشنهاد این کتاب هم از خود من بود که بعداً استادان و برخی دوستان دیگر دنبال کرده بودند و بعد از چند سال این کتاب حدوداً پانصد صفحه‌ای منتشر شده بود. به هر حال من یک نسخه را به ایشان دادم. طولی نکشید که دوباره خدمتشان رسیدم؛ شاید یک ماه بعد. ایشان فرمودند: "این کتاب را که به من داده بودی، همه‌اش را خواندم!" من حیرت کردم که من خودم با این‌که پیشنهاد تألیف این کتاب را داده‌ بودم و در آن مقاله هم داشتم، یک پنجم آن کتاب را هم مجال نکرده‌ام بخوانم اما ایشان با این‌همه گرفتاری چگونه این کتاب را که اصلاً به حوزه‌ی کاری‌شان هم ارتباط ندارد، خوانده‌اند! این نشان‌دهنده‌ی تسلط ایشان به مطالعه و علاقه‌ی ایشان به حوزه‌های مختلف فکری و فرهنگی است.

چنان که گفتم این غیر از مطالعه‌هایی است که ایشان به اعتبار مسؤولیتشان در نظام و جایگاهشان به عنوان رهبر و مرجع دارند. چون گزارش‌های مربوط به عالم سیاست و چیزهایی که از مجلات مهم دنیا استخراج می‌شود و در اختیار ایشان قرار می‌گیرد یا کتاب‌های مهمی که در زمینه‌ی مسائل سیاست کلی جهان و انقلاب نوشته می‌شود که جنبه‌ی راهبردی دارد هم از دیگر حوزه‌های مطالعاتی ایشان به‌شمار می‌آید که حسابشان جداست...
بنابراین ایشان متنوع می‌خوانند و البته زیاد؛ در عین حال همه‌‌ی این‌ها را هم در یک منظومه‌ی حساب شده جا می‌دهند. این‌طور نیست که نشسته باشند تا هر کتابی که برسد، فی سبیل‌الله بخوانند تا وقتشان پر شود!
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/8386/C/khamenei-ketab-880822-005.jpg
یکی دیگر از خصوصیات ایشان در کتاب‌خوانی، کتاب‌خوانی فعال است. یعنی موقع مطالعه، مطالبی را در حاشیه‌ی کتاب یادداشت می‌کنند (مرحوم شهید مطهری هم همین روش را داشتند که نمونه‌ی آن حاشیه‌‌های ایشان بر دیوان حافظ است). بعد از این‌که ایشان کتابی را خواندند، دفتر ایشان آن را مشخص می‌کند و یادداشت‌های ایشان را بر این کتاب‌ها ثبت و ضبط می‌کنند. یک‌بار که من رفتم خدمتشان، گفتم: "تازگی‌ها من کتابی خوانده‌ام به نام «نامه‌هایی از لندن» از تقی‌زاده که به کوشش ایرج افشار و حدوداً ده پانزده سال پیش چاپ شده. این کتاب واقعاً خواندنی است." بعد کتاب خودم را که برده بودم، به ایشان دادم و گفتم شما این را بخوانید. ایشان گفتند: "من اگر کتاب شما را بگیرم، نمی‌توانم پس بدهم؛ چون من در حاشیه‌ی آن یادداشت می‌کنم و این کتاب‌ها را دفتر ما این‌جا نگه می‌دارد." گفتم: "حالا شما بخوانید؛ مشکلی نیست!" کتاب را دادم. بعد از مدتی که کتاب به من برنگشت، ایشان لطف کردند و تصویری از آن صفحاتی که من خودم یاداشت کرده بودم را برای من فرستادند. البته فکر می‌کنم بعضی از یادداشت‌های ایشان هم با یادداشت‌های من همراه بود که من الان در کتاب‌خانه‌ی خودم دارم.

نسخه دوم
بسیاری از اشخاصی که کتابی تألیف می‌کنند، نسخه‌ای هم برای ایشان می‌فرستند. این کتاب‌ها گاهی رسماً همراه با نامه‌ای به دفتر رهبری فرستاده می‌شود که به دست ایشان می‌رسد. گاهی هم بعضی از ناشرها، انتشارات خودشان را برای ایشان می‌فرستند. اعم از ناشرهایی که کتاب را با بودجه‌ی دولت چاپ می‌کنند و جزو دستگاه‌های فرهنگی کشور هستند- و رهبری نسبت به کار آن‌ها نظر دارند و آن‌ها کتاب‌هایشان را به عنوان جزئی از کارنامه‌شان برای ایشان می‌‌فرستند- یا ناشرهایی که به جهت علاقه برای ایشان کتاب می‌فرستند و می‌خواهند ایشان را از نوع کارهایی که دارند می‌کنند، مطلع کنند. البته رهبر انقلاب از کاستی‌ها و نارسایی‌ها در حوزه‌ی نشر هم اطلاع دارند اما در این زمینه اقدام مستقیم نمی‌کنند.

ناشرانی هستند که وقتی می‌خواهند برای من کتاب بفرستند، دو نسخه می‌فرستند. من هم می‌دانم که دلیل ارسال دو نسخه، رساندن آن به آقاست. گاهی ایشان می‌گویند: از کجا مطمئن هستی که این را برای من فرستاده‌اند؟ می‌گویم: من حدس قوی و قریب به یقین می‌زنم که این‌ها می‌دانند من خدمت شما می‌رسم و این را برای شما فرستاده‌اند. یک‌بار ایشان فرمودند: "در این‌که این کتاب‌ها مال شماست، شک نیست. پس شما این کتاب‌ها را مال خود بدان، بعد آن را به من هدیه کن!" گفتم: "اگر شما این‌قدر احتیاط می‌کنید، چشم!" بعدها که آن ناشر را دیدم، گفتم: "چرا دو نسخه از فلان کتاب فرستاده بودید؟" گفت: "یکی‌ از آن‌ها برای این بود که بدهید خدمت آقا." گفتم: "من هم به ایشان گفتم، ولی ایشان باز هم تردید داشتند." ناشر گفت: "نه؛ هروقت که من کتابی می-فرستم، معنایش این است که نسخه‌ی دوم را به ایشان برسانی." بعد هم دو دوره از سی جلد انتشارات یک‌ساله-اش را فرستاد. انتشارات سخن و آقای علی اصغر علمی که کارهای ادبی و تاریخی و روشنفکری منتشر می‌کنند، یکی از همین‌هاست. دیگرانی هم هستند که وقتی می‌آیند دیدن من، خواهش می‌کنند که یک نسخه از آخرین آثارشان را بدهم خدمت آقا. من هم هر کتابی که فکر می‌کنم ایشان نسبت به آن ممکن است نظری داشته و حساس باشند و یا از انتشار این کتاب به جهتی از جهات خوشحال شوند، می‌برم خدمتشان.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/8386/C/khamenei-ketab-880822-003.jpg
درباره‌ی کتاب‌های خودم هم معمولاً قبل از چاپ نظر ایشان را می‌گیرم. البته من کتاب‌نویس حرفه‌ای نیستم که مرتب کتاب بنویسم ولی در این سال‌ها هر کاری که کرده‌ام، خدمت ایشان ارائه داده‌ام. ایشان هم اگر نظری داشته‌اند، فرموده‌اند. البته این اظهار نظرها معمولاً مکتوب نیست؛ می‌نشینم پای صحبت‌شان و گوش می‌کنم. چندی پیش هم ترجمه‌ی قرآن را به ایشان داده‌ام. رفتم خدمتشان و ایشان یادداشت‌هایشان را درباره‌ی بخشی از این ترجمه‌ی قرآن، در دست داشتند و مورد به مورد گفتند که مثلاً این‌جا نظر من این است و من هم یادداشت کردم. پیغام داد‌ه‌ام که لطفاً وقتی قرار بدهید تا بیاییم و بقیه‌ی نظر شما را هم بشنویم. تاکنون نظر ایشان را به تفاریق درباره‌ی ترجمه‌ی بیست جزء از قرآن کریم شنیده و یادداشت کرده‌ام.

به هر حال ایشان کتاب‌خانه بزرگی دارند؛ حدوداً ده سال پیش، می‌گفتند این کتاب‌خانه سی هزار جلد کتاب دارد. جالب است که کسانی مانند مرحوم آیت‌الله نجفی مرعشی اصلاً نیتشان این بود که کتاب‌خانه درست کنند اما کتاب‌خانه‌‌ی آقا به‌طور طبیعی درست شده است. بخشی از این کتاب‌خانه در منزل شخصی‌ ایشان جا گرفته. آقازاده‌هایشان هم کمک می‌کنند تا این کتاب‌خانه به‌خوبی اداره ‌شود.
در این‌ کتاب‌خانه بخشی هست که هر چاپی از قرآن از داخل و خارج که به دست آقا می‌رسد، آن‌ها را در آن‌ می‌گذارند. در نتیجه مجموعه‌ای از انواع قرآن‌ها آن‌جا هست که شاید دوتا قفسه شده باشد. ایشان هم باتوجه به مضمون برخی روایات که می‌گوید اگر قرآنی در خانه باشد و آن را نخوانند، این قرآن نزد خداوند متعال از بی‌توجهی شکوه می‌کند، به تناوب از هریک از این قرآن‌ها استفاده می‌کنند. ضمن این‌که تدبر در قرآن اصولاً مهم‌ترین مورد در میان مطالعات ایشان است.

پذیرای همه
گاهی کسانی که در زمینه‌ی روانشناسی و رفتارشناسی کار می‌کنند، براساس رفتارها یا نشانه‌های رفتاری افراد، تا اندازه‌ای شخصیت فرد را شناسایی و تصویری از شخصیت او ارائه می‌کنند. اگر من بخواهم با توجه به کتاب‌خانه‌ی ایشان و قلمرو مطالعاتشان چنین تصویری ارائه کنم، باید بگویم: ایشان مردی دانشمند و ادیب است و شخصیتی است که هم در عالم نظر و هم در عالم عمل، تواناست و نظر و عمل را با هم توأم کرده. تصوری که من از ایشان دارم، تصور انسانی بافرهنگ و فرهیخته و البته متعهد است. یعنی اعتقاداتی دارد و به اعتقادات خودش هم سخت پایبند است و در راه آنچه که به آن ایمان دارد، جهاد و مجاهدت می‌کند. در عالم ارزش و ضد ارزش خنثی نیست و جهت‌گیری‌اش کاملاً روشن و شفاف است اما در عین حال وسعت نظر کم‌نظیری هم دارد؛ یعنی نسبت به چهره‌ها و جریان‌های گوناگون نظر و ارزیابی دارد. آنچه در آقای خامنه‌ای دیده می‌شود، اعتقاد و غیرتمندی است و آنچه دیده نمی‌شود، تعصب و تنگ‌نظری. جمع این دو بسیار مهم است.

تعصب و تنگ‌نظری هردو ناشی از جهل است اما ایشان خیلی چیزها درباره‌‌ی ایران و جهان و راجع به اشخاص و افکارشان می‌دانند و همین آگاهی وسیع، به ایشان انصاف و اعتدالی بخشیده که کم‌مانند است. آقای خامنه‌ای قدر هر اندیشمند و هر جریانی را می‌داند و از دارایی‌های فکری و علمی اشخاص مختلف و از توانایی‌هایشان بی‌اطلاع نیست. به همین جهت است که اشخاص و جریان‌ها هم هرکدام با ایشان ربط و رابطه‌ای دارند. گاهی ایشان شرح احوال پدربزرگ چهره‌ی برجسته‌ای را که الان دارد زندگی می‌کند و این‌که او در چه فنی از فنون تبحر داشته را دقیق می‌دانند. وقتی به این چهره‌ می‌رسند، از آن پدربزرگ یاد می‌کنند که من شنیده‌ام یا خودم دیده‌ام که جد بزرگ شما در نجف یا مشهد چنان بوده... این باعث می‌شود که هرکسی بتواند جایگاهی نزد ایشان داشته باشد.

از روشنفکر و شاعر نوپرداز یا شاعر کهن‌سرا گرفته تا دانشمند سلول‌های بنیادین و... هیچ‌کس پیش ایشان غریب نیست. برای همه‌ی آن‌ها جنبه‌هایی در شخصیت آقای خامنه‌ای هست که آن‌ها را خوشحال می‌کند. یک‌وقت کتابی از مجتبی مینوی چاپ شده بود به نام "مینوی و گستره‌ی ادب فارسی" که خواهر مرحوم مینوی- ماه‌منیر مینوی- مقالات او را گردآوری کرده بود. چند سال پیش من این کتاب را خواندم. یک نسخه هم برای آقا گرفتم. چون نمی‌دانستم نظر ایشان نسبت به مینوی چیست و آیا با او آشنایی دارند یا نه، پاورچین پاورچین گفتم که آقا این کتاب را هم بد نیست ملاحظه کنید؛ اما دیدم که ایشان مینوی را کاملاً می‌شناسند و نسبت به علم و دانش و شخصیت او نظر مثبت دارند و با او ملاقات هم داشته‌اند. به هر حال ایشان با خوشحالی کتاب را گرفتند و کمی هم درباره‌ی مینوی صحبت کردند. مینوی سال 1356 فوت کرده. من بعید می‌دانم اگر همین حالا به هم سن و سال‌های آقا در حوزه‌ مراجعه شود، به تعداد انگشتان دست کسانی باشند که مینوی را بشناسند و تصوری روشن از او داشته باشند.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/8386/C/khamenei-ketab-880822-001.jpg
بنابراین ایشان به برکت مطالعه‌ی دائمی در طیفی وسیع و حضور در محافل ادبی و شور و نشاط و ذوقی که در کنار حرکت و تحرک اجتماعی و سیاسی داشته‌اند، ذهنی غنی و دیدی وسیع پیدا کرده‌اند. این در کار رهبری یک کشور بزرگ با پیشینه‌ی کهن مانند ایران با چنین مردم بااستعداد و اهل ذوق و با سلیقه‌ها و قومیت‌های گوناگون، بسیار ارزشمند است. من در غزلی که درباره‌ی ایشان سروده‌ام، گفته‌ام که:
گر کسی از من نشانی از تو جوید گویمش         خانه‌ای در کوچه باغ دل، پذیرای همه
باتوجه به این ویژگی‌ها اگر بخواهیم از میان شخصیت‌های برجسته‌ی فرهنگ و سیاست در تاریخ ایران شخصیتی نزدیک به شخصیت ایشان پیدا کنیم- که البته مستلزم این است که احاطه‌ی نسبی به فرهنگ و تاریخ ایران داشته باشیم و چهره‌ها را به درستی بشناسیم- شاید بتوان خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی را- آن‌هم صرفاً از برخی جهات، نه از همه‌ی جهات- مثال زد که البته رئیس کشور نبود؛ وزیر بود اما وقتی احوالاتش را می‌خوانیم، می‌بینیم در عین حال که امور مهم کشور به دستش بوده، در فضل و دانش هم یگانه‌ی دوران خود بوده است. خواجه نصیرالدین طوسی هم از این‌گونه شخصیت‌هاست که در میان رجال سیاسی تاریخ ما از کسانی است که اهل فرهنگ و مطلع از معارف عصر خود بوده‌ است. البته نباید فراموش کرد که هر تشبیهی از یک جهت مُقرِّب است و از جهت دیگر مُبعِّد...

این‌ها مربوط به حوزه‌ی زندگی شخصی ایشان است. از نگاه رسمی هم ایشان همواره به مسؤولان توصیه می‌کنند که مکان و امکانات مناسب برای کتاب‌خانه‌ها فراهم کنید. به دستگاه‌های فرهنگی هم متناسب با مأموریت و وظیفه‌شان مرتباً توصیه می‌کنند که بیشتر و بهتر کار کنید، کتاب تألیف کنید و در اختیار مردم قرار بدهید. به مردم هم توصیه می‌کنند که بیشتر کتاب بخرید و بخوانید؛ البته کتاب‌های خوب و مفید. گاهی که می‌روم خدمت ایشان، می-گویم: "می‌خواهم به شما مژده بدهم که ناشری پیدا شده و مثلاً برای تاریخ ایران برنامه‌ای دارد که دویست جلد کتاب منتشر کند و تا حالا بیست‌ دفتر از آن‌ها چاپ شده که این‌هاست..." ایشان هم بسیار خوشحال می‌شوند. آقای خامنه‌ای، ایران اسلامی‌ای می‌خواهند که مردمش دانشمند و دانش‌دوست و کتاب‌خوان و اهل فکر و فرهنگ باشند. این آرزویی است که ایشان برای این کشور و این مردم در سر دارند.

یک پیشنهاد
بعضی‌ها برای برخی کتاب‌ها تبلیغات جالبی می‌کنند؛ مثلاً "1001 کتابی که پیش از مردن باید خواند!" یا "100 کتاب که جایش در کتاب‌خانه‌ی شما خالی است!" و این چیزها... حقیقت این است که چنین توصیه‌هایی بسیار مشکل است و نسبت به اشخاص گوناگون فرق می‌کند. البته همه‌ی کتاب‌ها شیرین است اما بستگی دارد به علاقه‌ی خواننده. ممکن است کتابی برای یک فرد خوب باشد و برای دیگری اصلاً جذاب نباشد...
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/8025/C/khamenei-880614-5-011.jpg
چندی پیش یکی از دوستانم در سفارت ایران در لندن در یک پرسش کتبی از من خواست بهترین کتابی که خواندنش را توصیه می‌کنم، معرفی کنم. ابتدا گفتم این پرسش اشکال فنی دارد! ولی بعد گفتم کتابی که من دوست دارم کسانی مانند شما بخوانند، "شرح زندگانی من" از عبدالله مستوفی است. کتابی که از نظر من برای خیلی‌ها مفید است؛ چون برای شناخت ایران، دید تاریخی و فرهنگی خوبی میدهد و برای شناخت فرهنگ، سنت‌ها، اوضاع اجتماعی و تحولاتی که در آن صورت گرفته، بسیار مناسب است. ضمناً به قلم شیوای یک آدم اصیل هم هست. خیلی دوست دارم بتوانم در یک فرصت مناسب نقدی مفصل در معرفی این کتاب بنویسم...
منبع:  www.khamenei.ir
شنبه بیست و سوم 8 1388
پناه به ذکر الهى
در تأثیر این ذکر شریف یعنى لا اله الا انت سبحانک انّى کنت من الظالمین به سه جمله فاستجبنا له، و نجیناه من الغّم، و کذلک ننجى المؤ منین، دقت به سزا اعمال گردد، به خصوص به جمله اخیر که مفاد آن عام است که وعده فرموده است شامل همه مؤمنین مى باشد، و با جمع محلى به الف و لام و فعل مضارع که دال بر تجدد زمان و حصول تدریجى آن براى ابد است تعبیر فرموده است، فتبصّر.
امام صادق علیه السلام مى فرماید: در شگفتم براى کسى که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار چیز پناه نمى برد؟
در شگفتم براى کسى که ترس بر او غلبه کرده ، چگونه به ذکر حسبنا الله و نعم الوکیل پناه نمى برد. زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر یاد شده فرمود: پس (آن کسانى که به عزم جهاد خارج گشتند و تخویف شیاطین در آن ها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتى از جانب خداوند (عافیت ) و چیزى زائد بر آن (سود در تجارت ) بازگشتند و هیچ گونه بدى به آنان نرسید.
و در شگفتم براى کسى که اندوهگین است، چگونه به ذکر لا اله الا انت سبحانک انّى کنت من الظالمین پناه نمى برد. زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر فوق فرمود: پس ما (یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده ) از اندوه نجات دادیم و همین گونه مؤ منین را نجات مى بخشیم.
و در شگفتم براى کسى که مورد مکر و حیله واقع شده ، چگونه به ذکر أفوض امرى الى الله ان الله بصیر بالعباد پناه نمى برد. زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر فوق فرمود: پس خداوند (موسى را در اثر ذکر یاد شده ) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت .
و در شگفتم براى کسى که طالب دنیا و زیبایى هاى دنیاست ، چگونه به ذکر ((ما شاءالله لا قوة الا بالله )) پناه نمى برد. زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل بعد از ذکر یاد شده (از زبان مردى که فاقد نعمت هاى دنیوى بود، خطاب به مردى که از آن نعمت ها بهره مند بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود مى دانى پس امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد...
دسته ها : داستان روز
پنج شنبه جهاردهم 8 1388
X